"پرونده پزشکی قانونی: تعیین سن عقلی مراجع به دنبال درخواست طلاق
خانم ..... 15 ساله
پاسخ: از صاحب عکس الصاقی امضا شده مصاحبه به عمل آمد. سن عقلی ایشان زیر 18 سال است و بنابراین ایشان قادر نیست به تنهایی امور مهم زندگی را اداره کند.
تمام. "
این دخترخانم پارسال که 14 سالش بوده ازدواج کرده و برای ازدواج نیازی به داشتن سن عقلی بالغ نیست. حالا که بعد از یک سال میخواد طلاق بگیره، نمیتونه. چون از نظر سن عقلی هنوز کودک است! جالبه نه؟ لابد پیش خودشون فکر کردند کسی اگه عاقل باشه که ازدواج نمیکنه!
با خود فکر میکنم اگر سایکوتیک نباشم و reality testing ام مختل نباشد، این روزها باید چه حسی داشته باشم؟! این روزها که دوستانم لحظاتی را میگذرانند که درست یک سال دیگر انتظار مرا میکشد! این روزها که آنها را قبول کردند یا رد کردند؛ که مرا خواهند پذیرفت یا نخواهند پذیرفت. و این سری است که تا پردهها نیفتد بر همگان پوشیده است و کسی را قدرت حدس و گمان هم نیست؛ تا که قبول افتد و که در نظر آید!
به یاد دارم دبیر جبر عزیزم را در دوران دبیرستان که همیشه میگفت اگر قبل از امتحان ندانی که نمرهات چه حدود میشود درست را خوب نیاموختهای. چه بعید است این جمله در روزگار ما! روزگاری که همه میدانند آنچه آموختهای دورترین فاصله را دارد با آنچه آزمون میشوی؛ و حتی دو آزمون ما به فاصله دو روز، نتایج معکوس دارند. هر چه فکر میکنم نمیتوانم درک کنم این آزمون کتبی دوم چه نکاتی را سنجید که تشخیص داد نفر اول آزمون اول شایستگی حتی قبولی را ندارد!
بگذریم از اینکه کسی حدسش را هم نمیزد که آزمون برد روانپزشکی بدون یک دقیقه مصاحبه با بیمار واقعی یا مجازی به پایان برسد! اعتراض ما به OSCE بود و اینکه بیانگر مهارتهای واقعی در مصاحبه با بیمار نیست، و صحبت از مزایای هر کدام از این مصاحبهها بود که یک مرتبه چشم باز میکنی، میبینی اصلا صورت مسئله پاک شده است! و هیچ کس مسئول ساعتهایی نیست که خود را برای این آزمونها آماده کردی و هیچ کس را باک این نیست که تکنیکهای مصاحبه با بیمار را آموختهای یا نه.
میگویند در جامعهای که قوانین پاداش و جزا مرتب تغییر کند، perseveration بالا یک disadvantage است. و فکر میکنم چه پشتکار و تلاشی داشتهاند دوستانی که حتی acceptance چاپ یک مقاله انگلیسی را در مجلهای گرفتهاند و چه خطا کردهاند؛ چه با کسری از آن تلاش میتوانستند چندین مقاله فارسی داشته باشند. ولی این هم حتی عاقلانه نیست. خدا را چه دیدهای، شاید تا سال دیگر برعکس شد! ولی کاش کسی، نه برای روشن شدن مسیر درست تلاش آینده، دست کم برای اینکه پرونده این سوال بیجواب هم بسته بشود، توضیحی میداد که acceptance چاپ مقاله مگر چه فرقی با چاپش دارد؟! مگر آنجا هم اینجاست که روز آخر، یک دفعه تصمیم بگیرند که مثلا مقاله accept شده، چاپ نشود!
دیگر نمیدانم چه بگویم!
در این شب سیاهم، گم گشت راه مقصود!