تبليغاتX
مکتب روزبه

 

"پرونده پزشکی قانونی: تعیین سن عقلی مراجع به دنبال درخواست طلاق

خانم ..... 15 ساله

پاسخ: از صاحب عکس الصاقی امضا شده مصاحبه به عمل آمد. سن عقلی ایشان زیر 18 سال است و بنابراین ایشان قادر نیست به تنهایی امور مهم زندگی را اداره کند.

تمام. "

این دخترخانم پارسال که 14 سالش بوده ازدواج کرده و برای ازدواج نیازی به داشتن سن عقلی بالغ نیست. حالا که بعد از یک سال می­خواد طلاق بگیره، نمی­تونه. چون از نظر سن عقلی­ هنوز کودک است! جالبه نه؟ لابد پیش خودشون فکر کردند کسی اگه عاقل باشه که ازدواج نمی­کنه!  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 17:29  توسط آناهیتا بصیرنیا  | 

 

با خود فکر می­کنم اگر سایکوتیک نباشم و reality testing ام مختل نباشد، این روزها باید چه حسی داشته باشم؟! این روزها که دوستانم لحظاتی را می­گذرانند که درست یک سال دیگر انتظار مرا می­کشد! این روزها که آنها را قبول کردند یا رد کردند؛ که مرا خواهند پذیرفت یا نخواهند پذیرفت. و این سری است که تا پرده­ها نیفتد بر همگان پوشیده است و کسی را قدرت حدس و گمان هم نیست؛ تا که قبول افتد و که در نظر آید!

به یاد دارم دبیر جبر عزیزم را در دوران دبیرستان که همیشه می­گفت اگر قبل از امتحان ندانی که نمره­ات چه حدود می­شود درست را خوب نیاموخته­ای. چه بعید است این جمله در روزگار ما! روزگاری که همه می­دانند آنچه آموخته­ای دورترین فاصله را دارد با آنچه آزمون می­شوی؛ و حتی دو آزمون ما به فاصله دو روز، نتایج معکوس دارند. هر چه فکر می­کنم نمی­توانم درک کنم این آزمون کتبی دوم چه نکاتی را سنجید که تشخیص داد نفر اول آزمون اول شایستگی حتی قبولی را ندارد!

بگذریم از اینکه کسی حدسش را هم نمی­زد که آزمون برد روان­پزشکی بدون یک دقیقه مصاحبه با بیمار واقعی یا مجازی به پایان برسد! اعتراض ما به OSCE بود و اینکه بیانگر مهارتهای واقعی در مصاحبه با بیمار نیست، و صحبت از مزایای هر کدام از این مصاحبه­ها بود که یک مرتبه چشم باز می­کنی، می­بینی اصلا صورت مسئله پاک شده است! و هیچ کس مسئول ساعتهایی نیست که خود را برای این آزمون­ها آماده کردی و هیچ کس را باک این نیست که تکنیک­های مصاحبه با بیمار را آموخته­ای یا نه.

می­گویند در جامعه­ای که قوانین پاداش و جزا مرتب تغییر کند، perseveration بالا یک disadvantage است. و فکر می­کنم چه پشتکار و تلاشی داشته­اند دوستانی که حتی acceptance چاپ یک مقاله انگلیسی را در مجله­ای گرفته­اند و چه خطا کرده­اند؛ چه با کسری از آن تلاش می­توانستند چندین مقاله فارسی داشته باشند. ولی این هم حتی عاقلانه نیست. خدا را چه دیده­ای، شاید تا سال دیگر برعکس شد! ولی کاش کسی، نه برای روشن شدن مسیر درست تلاش آینده، دست کم برای اینکه پرونده این سوال بی­جواب هم بسته بشود، توضیحی می­داد که acceptance چاپ مقاله مگر چه فرقی با چاپش دارد؟! مگر آنجا هم اینجاست که روز آخر، یک دفعه تصمیم بگیرند که مثلا مقاله accept شده، چاپ نشود!

دیگر نمی­دانم چه بگویم!

در این شب سیاهم، گم گشت راه مقصود!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 1:13  توسط آناهیتا بصیرنیا  |